آیا مغز انسان هیچ‌گاه می‌تواند «خود» را بفهمد؟ کسب دانش عمیق درباره اعماق ذهن آگاه، چنان مسئله سختی است که می‌توان آن را در‌حقیقت خودِ مسئله سخت نامید.

مغز انسان به‌طرزی چشمگیر قدرتمند است. ۱۰۰ میلیارد نورون با ۱۰۰ تریلیون فیبر سیم‌مانند به‌هم متصل و همه در یک‌ونیم کیلوگرم گوشت زیر کلاه‌خود جمجمه فشرده شده‌اند.

با این وجود، طبق چیزی که «دیوید چالمرز» فیلسوف هنگام ارائه مثالی از «مسئله سخت» آگاهی توضیح داده است (اصطلاحی که در یک مقاله در سال ۱۹۹۵ ابداع کرد)، ما همچنان نمی‌دانیم این عضو می‌تواند هوش لازم برای هک‌کردن فرایندهایی را کسب کند که «کیفیت آبی پررنگ» یا «احساس نت دو میانی» را تولید می‌کنند یا خیر.

در این سالی که گذشت، راه‌حلی برای مسئله سخت ارائه نشد و احتمالاً خبری از پاسخ در دهه‌های آینده نیز نخواهد بود؛ البته اگر اصلاً پاسخی در کار باشد. اما سال ۲۰۲۲ صحنه شگفتی‌ها و راه‌حل‌های زیادی درباره فهم مغز بود که نیاز به توضیح کامل آگاهی ندارند.

این دستاوردها را توانستیم در میانه نوامبر شاهد باشیم؛ زمانی که جمعیتی بیش از ۲۴,۰۰۰ نفر در گردهمایی سالانه انجمن علوم اعصاب در سن دیگوی کالیفرنیا شرکت کردند. این برنامه نوعی ابراز احترام به تقلیل‌گرایی بود؛ شکستن مسائل سخت به واحدهای ساده‌تر و قابل‌فهم.

یادگیری فضایی می‌تواند علاوه بر بهبود یادگیری مهارت‌های فضایی، به بهبود مهارت‌های کلامی نیز کمک کند.

در این رویداد، گزارش‌هایی از یک مطالعه حیوانی روی یک مدار مغزی که آسیب‌های اجتماعی را رمزگذاری می‌کند و یک مداخله مغزی-کامپیوتری که افراد معلول شدید را قادر می‌سازد تا با هجی‌کردن ذهنی حروف کلمه بسازند، ارائه شد.

بیشتر بدانید :   چین با عبور از آلمان به دومین کشور صادرکننده خودرو تبدیل شد

کشف‌های مغزی در سال ۲۰۲۲ فراوان بودند و قطعاً در سال ۲۰۲۳ نیز ادامه می‌یابند. در ادامه چهار مورد از جذاب‌ترین کشف‌های سال را می‌آوریم.

مغز شما یک دکمه شست بالا-شست پایین دارد

وقتی «کی تای» (Kay Tye)، دانشمند علوم اعصاب به‌دنبال تز دکتری خود بود، به او گفتند نوشتن یک فصل درباره احساسات برای تزش نامناسب است. احساسات به‌عنوان یک بخش درونی و ذاتی علم اعصاب رفتاری، حوزه تخصصی او در نظر گرفته نمی‌شد و این برای تای منطقی نبود. او تصمیم گرفت مسیر خود را طی کند تا به یک پژوهشگر پیشگام احساسات تبدیل شود.

امسال، تای مقاله‌ای را در ژورنال Nature منتشر کرد که از وجود نوعی کلید مولکولی در جوندگان خبر می‌داد که خوب یا بدبودن یک تجربه را تعیین می‌کرد. اگر مغز انسان به همان روش مغز موش‌ها در آزمایشگاه او عمل کند، یک کلید شست بالا-شست پایین خراب می‌تواند برخی از موارد افسردگی، اضطراب و اعتیاد را توضیح دهد.

حالات چهره چیزی را که درباره احساسات فرد یاد گرفته‌اید، منتقل نمی‌کند

چارلز داروین پیشنهاد کرد که حالت‌های چهره همگانی هستند: یک لبخند، شادی را منتقل می‌کند؛ یک اخم، نشانگر ناراحتی است. او اشتباه می‌کرد و این چیزی است که یک پژوهش در سال‌های اخیر می‌گوید.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که حالت‌های درونی که ریشه در بیولوژی دارند، وجود ندارند و در‌عوض بسیار متغیر هستند. «لیزا فلدمن بارت» (Lisa Feldman Barrett)، دانشمند علوم اعصاب در یک مقاله هشدار می‌دهد که پذیرفتن اشتباه داروین دلالت‌هایی برای سیستم‌های تشخیص چهره هوش مصنوعی دارد که هدفشان شناسایی احساسات است.

بیشتر بدانید :   مزایده تندر 90 با قیمت 690 میلیون تومان توسط ایران خودرو، دوسال بعد از قطع تولید

برخلاف نظریهٔ پرسابقهٔ داروین، حالت‌های چهره با بیولوژی ارتباطی ندارند و احساسات را منتقل نمی‌کنند.

کودک شما می‌تواند یک قاصدک و یک ارکیده باشد – و حتی یک لاله

طبقه‌بندی یک کودک به‌عنوان حساس یا منعطف احتمالاً یک اشتباه است. آن کودک لزوماً یک «ارکیده»، بسیار حساس به تجربیات ناخوشایند یا یک «قاصدک» نسبتاً ایمن در برابر چنین وقایعی، نیست.

ترکیب تازه «لاله‌ها» هستند؛ کودکانی که تأثیراتی ملایم از وقایع اطراف خود می‌پذیرند. اما حتی این گل سوم نیز شاید کافی نباشد. پژوهش‌های سالی که گذشت نشان می‌دهند که بسیاری از کودکان ترکیب‌های روان‌شناختی، موزائیک هستند. آن‌ها بسته به موقعیت خاص خود، به برخی اثرگذاری‌های اطراف خود، اما نه همه آن‌ها حساسیت نشان می‌دهند.

اگر چیزی را ببینید، می‌تواند کمک کند که چیزی بگویید

در یک پژوهش مشترک علوم اعصاب و آموزش، پژوهشگران تلاش کردند بفهمند یک برنامه آموزشی که روی یادگیری مهارت‌های فضایی تمرکز دارد، برای کودکان چه کاری انجام می‌دهد. یک مثال: یک تکلیف شامل تهیه یک نقشه برای ردگیری خرس‌ها در کوهستان بلوریج (Blue Ridge).

کودکان در پنج دبیرستان ویرجینیا دوره‌هایی دیدند و عملکرد آن‌ها با گروهی دیگر مقایسه شد که درس‌هایشان فاقد عنصر یادگیری فضایی بود. نتایج پژوهش که در آگوست منتشر شد، نشان می‌داد که دانش‌آموزان در یادگیری فضایی نه‌تنها مهارت‌های فضایی کسب کردند، بلکه توانایی کلامی آن‌ها نیز بهبود یافت؛ فهم یک مسئله با استفاده از کلمات.